تجربیات نویسنده ای که آرزو می کرد از ابتدا این نکات را رعایت می کرد.

کتاب های خود را در همه پلتفرم ها عرضه کنید.

برای عرضه هر کتابی سه گزینه مختلف وجود دارد

  1. فروش به صورت EBOOk که اکثر افراد حداقل داخل ایران به دنبال این گزینه هستند.
  2. فروش به صورت نسخه چاپی
  3. فروش به صورت Audio book یا نسخه صوتی

هر سه مورد بالا جمعیت هدف مختلفی دارند و انحصار و فعالیت در یک مورد قطعا چشم پوشی از سایر موارد محسوب می شود. افرادی که مشغله کاری زیادی دارند قطعا ترجیح می دهند نسخه صوتی کتاب ها را تهیه کنند تا در مسیرهای رفت و آمد به محل کار از آن استفاده کنند. در مورد نسخه چاپی و یا دیجیتال هم هر کدام طرفداران خود را دارند، نسخه دیجیتال روز به روز محبوب تر می شود ولی این بدین معنا نیست که نسخه چاپی خریداری نمی شود. بیشترین فروش کتاب های نویسنده های بزرگ در حال حاضر همچنان از طریق نسخه های چاپی می باشد و همچنان این نسخه ها در بین کتاب خوان ها طرفداران خود را دارند. شاید در ابتدا به دلیل هزینه بالا سرمایه گذاری برای نسخه چاپی کمی ترسناک و گاهی دور از ذهن باشد ولی از دست دادن موقعیت فروش بالای کتاب خوب شاید انتخاب بدتری از جذب سرمایه باشد. پس در صورت داشتن امکان سرمایه گذاری سعی کنید از هر سه گزینه برای کتاب خود استفاده کنید و به یاد داشته باشید که موفقیت یکی از آنها تبلیغی برای دو پلتفرم دیگر خواهد بود.

کتابی را عرضه کنید که خواننده ها خواهان آن هستند و تقاضا برای آن وجود دارد، نه صرفا کتابی که به عنوان نویسنده عاشق موضوع آن هستید.

برای بسیاری از نویسنده ها این مورد پیش می آید که تصور می کنند هر ایده ای که به ذهن آن ها رسید و آنها علاقه زیادی به نوشتن در آن مورد داشتند، موفق خواهد بود. به یاد داشته باشید که جمعیت هدف شما، خود شما و خانواده شما نیستید، جمعیت هدف میلیون ها خواننده در آمازون هستند که باید با توجه به نیاز آنها کتاب بنویسید. البته نویسنده ها کتابی را می نویسند که به موضوع آن علاقه دارند و در ژانر آن تبحر دارند ولی این همیشه چیزی نیست که خواننده ها به آن علاقه دارند و بازار نیازمند آن است.

قانون همیشگی در مورد تمام محصولات آمازون این است که فروشنده ها محصولاتی را عرضه می کنند که در حال حاضر فروش بالایی دارند و رسیدن به جمع پرفروش ها رسیدن به فروش بالا خواهد بود. برخی شاخه محصولات هستند که پرفروش های آنها هم نسبتا تعداد کمی محصول در طول روز می فروشند چون تقاضای آنها پایین است. در مورد کتاب هم همین طور است – اگر شما مثلا کتابی در مورد حقوق و جزا می نویسید قطعا خواننده های بالقوه کمتری دارد تا این که در زمینه ادبیات و رمان کتابی چاپ کنید. برخی کتاب ها جمعیت هدف تحصیلکرده در زمینه خاص را جذب می کنند و برخی دیگر هر خواننده ای را که علاقه به خواندن کتاب دارد.

در کار خود دوستانی بیابید و با آنها رشد کنید.

در کار نویسندگی سعی کنید افرادی را بیابید که در حد شما موفق نیستند و افرادی که بهتر از شما هستند، سپس به صورتی هفتگی با آنها تماس داشته باشید. وقتی با افرادی که در کار نویسندگی بهتر از شما هستند تعامل داشته باشید بسیار سریع تر از وقتی که بخواهید از تجربه شخصی خود و درس گرفتن از ناکامی ها بهره ببرید می توانید از نظرات سازنده دیگران استفاده کنید و عیب های خود را بیابید. هیچ نویسنده ای در ابتدای فعالیت بی نقص نیست، شما اگر در امر نوشتن مهارت خاصی دارید ممکن است بازاریابی کتاب خود را بلد نباشید. فروش کتاب در آمازون مانند هر محصول دیگری نیازمند تجربه و اطلاعات بسیار زیاد برای استفاده اکثری از پتانسیل فروش بسیار بالا  می باشد و به ندرت نویسنده ها در مورد کتاب اول به چنین فروش بالایی می رسند ولی استفاده از تجربیات نویسنده هایی که تجربه بیشتری دارند شما را بسیار سریع تر به هدفتان می رساند.  برخی از نویسنده ها بزرگترین اشتباه خود را در سال اول عدم آشنایی با همکاران خود و استفاده از تجربیات آنها می دانند.

استفاده از تجربیات دیگران می تواند تاثیر شگرفی در موفقیت سریع شما و یافتن سریع مسیر موفقیت باشد.

تحقیق در مورد کلمه کلیدی (keyword research)

یکی از مهم ترین شاخصه های موفقیت در آمازون و رنک گرفتن و تصاحب رتبه های بالای فروش به کلمه کلیدی بر می گردد. چطور مشتری ها و خواننده های بالقوه می توانند کتاب شما را بیابند؟ اگر آنها نام کتاب شما را نشنیده اند، چقدر احتمال دارد که کتاب شما را ببینند؟ بسیاری از مشتری ها در آمازون نام کتاب را جستجو نمی کنند بلکه به دنبال کلمه کلیدی خاص می گردند. مثلا برخی ممکن است علاقه زیادی به خواندن کتاب هایی با شخصیت های فرانسوی داشته باشند، کتاب هایی که داستان در پاریس اتفاق می افتد، کتابی که شخصیت اصلی آن زنی جوان و خودساخته است. اگر کتاب شما تازه منتشر شده و تبلیغی هم برای آن نکردید چقدر احتمال دارد که خواننده ای کتاب شما را در صفحه چهلم یک زیر شاخه ای در قسمت کتاب های الکترونیک بیابد؟ احتمال این اتفاق بی نهایت پایین است. این جاست که استفاده از کلمات کلیدی مرتبط و تبلیغات (که مورد دوم فعلا محل بحث ما نیست) به کمک شما می آیند. شما می توانید قبل از عرضه کتاب در مورد کلمات کلیدی پر بازدید تحقیق کنید. ابزارهای زیادی در آمازون برای این کار وجود دارد ولی نکته مهم این است که تا وقتی که کتاب خود را منتشر نکرده اید نمی توانید به درستی بفهمید که انتخاب کلمه کلیدی خاص چطور به فروش کتاب شما کتاب می کند.

شما اگر به دنبال کسب درآمد از طریق فروش کتاب هستید باید بتوانید کتاب های زیادی منتشر کنید، چون معمولا کتاب اول اکثر اوقات به موفقیت چشمگیری دست نمی یابد مگر این که تک تک قسمت های مربوط به نوشتن و انتشار و تبلیغات را بی نقص انجام دهید و باز هم در این مرحله شما وارد دنیایی می شوید که هیچ کس نام شما را به عنوان نویسنده نشنیده و شما هیچ طرفداری ندارید و باید از صفر شروع کنید و دایره طرفداران خود را ساخته و گسترش دهید و به آنها دلیلی دهید که کارهای شما را دنبال کنند.

پیشنهاد میکنم مقاله زیر را هم مطالعه کنید.

خلاصه دوره فروش کتاب الکترونیک در آمازون

از شکست های خود درس بگیرید.

در ادامه بحث مورد قبل باید گفت که کتاب اول معمولا به موفقیت چشمگیری دست نمی یابد، ولی همین کتاب می تواند شما را به بقیه بشناساند، اگر کتاب اول شما کتاب خوبی نباشد و به فروش پایینی دست یابد قطعا کتاب دوم شما هم مانند کتاب اول به مشکل بر می خورد چون دوباره باید از نقطه صفر شروع کنید. برای همین کتاب اول را برای معرفی خود در نظر بگیرید و اگر کتاب های بعدی به موفقیت برسند کتاب اول هم به فروش بالایی دست خواهد یافت. فروش یک کتاب در آمازون راه پولدار شدن نیست و اکثر نویسنده هایی که در این پلتفرم ها کتاب می نویسند یاد گرفته اند که کتاب های زیادی در زمان کوتاه بنویسند که هر کتاب معرف کتاب های دیگر باشد. مواردی هم وجود دارد که برخی کتاب اولی ها در ماه اول به فروش چند هزار دلاری دست می یابند ولی این پدیده ای نادر و داستانی خاص می باشد ولی به یاد داشته باشید که شما فقط به موفقیت یک کتاب برای برگشت سرمایه ای که برای انتشار چند کتاب هزینه کرده اید نیاز دارید.

به فکر بازگشت سرمایه در دراز مدت فکر کنید.

وقتی کتاب خود را منتشر می کنید، ممکن است ماه ها طول بکشد تا به فروش برسد و هزینه ای که صرف مخارج تبلیغات و طراحی جلد و غیره کرده اید برگردد. در این موقع فقط به فکر کتاب بعدی خود باشید و اصلا نگران فروش کتاب قبلی خود نباشید. به طور معمول فروش کتاب های اول بعد از چند ماه به اوج می رسد و اگر کتاب شما بعد از شش ماه به فروش دلخواه رسید تعجب نکنید.

در ابتدا هزینه شما ممکن است از درآمد شما بیشتر باشد.

جدا از هزینه ای که برای دوره های آموزشی پرداخت می کنید ممکن است چند صد تا چند هزار دلار برای نشر یک کتاب و تبلیغات آن بپردازید، البته این هزینه ها همیشه متغییر است و برای افراد مختلف و کتاب های مختلف ممکن است بسیار کمتر و یا بیشتر باشد ولی انتظار نداشته باشید که کتاب اول شما در یکی دو ماه هزینه های شما را جبران کند، این اتفاق نخواهد افتاد. همیشه هزینه ها و درآمدهای خود را زیر نظر داشته باشید و کم کم خواهید آموخت که چگونه با هزینه کمتر درآمد بیشتر داشته باشید، یکی از مواردی که در ادامه کار نویسندگی نسبت درآمد به هزینه را بالا می برد تسلط بیشتر شما بر روی نویسندگی و نوشتن کتاب های بهتر می باشد که خود تبلیغی برای شما در جهت افزایش فروش می باشد. یافتن کلمه های کلیدی مناسب و استفاده از تبلیغات کم هزینه و پربازده تر نکاتی است که با تجربه و با استفاده از کمک های دوستان همکار شما به دست می آید.

بر روی آموزش سرمایه گذاری کنید.

اگر پس از انتشار 3 کتاب به فروش خوبی دست نیافتید و کتاب های شما موفق نبود می توانید بر روی دوره های آموزشی و استفاده از مربی های خوب سرمایه گذاری کنید. البته هزینه های این مورد بسیار متغیر هستند. این هزینه ها در خارج از ایران بین چند صد تا چند هزار دلار نوسان دارند ولی راه مناسبی برای رسیدن به موفقیت در امر نویسندگی و انتشار کتاب می باشند. بسیاری از افراد به صورت خودآموخته نویسندگی و انتشار را انجام می دهند و به درآمد بالایی هم می رسند ولی یک مربی خوب کمترین چیزی که به شما می دهد زمان است. اگر در صورت عادی در عرض شش ماه به موفقیت می رسید با کمک مربی خوب می توانید در سه ماه به همان موفقیت دست یابید. در نهایت انتخاب با شماست.